تبليغاتX
به نام انکس که اگر حکم کند همه محکومیم..


به نام انکس که اگر حکم کند همه محکومیم..





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

توجه توجه

آدرس وبلاگم از امروز عوض میشه و دیگه این وبلاگ آپلود نمیشه. این آدرس جدیدمه. خواهشا کسایی که توی لینکاشون لطف کردنو آدرس منو نوشتن لطفا آدرس جدیدمو اضافه کنن و توی اون وبلاگ جدیدم به صورت نظر و یا توی قسمت چت ذکر کنن که من هم توی اون وبلاگ جدید لینکشون رو اضافه کنم. با تشکر از همتون. ممنون .

اینم آدرس جدید:  http://mahkoom-rh.mee.ir

منتظر نظراتتون هستم....


نويسنده: رعنا مورخ: یکشنبه 1387/12/04 در ساعت: 2:51 AM
|+|

دلم میخواست یه بار دیگه بهم بگی دوسم داری بهم بگی تنها شدی دستامو خیلی کم داری دلم میخواست یه نامه ای نشونی بهم بدی یه یادگاری از خودت بهونه ای بهم بدی می تونستی مثله بارون با من هم نفس بخونی می تونستی تا ابد شریک عشقه من بمونی میتونستی مثله دریا آغوشی همیشه باشی میتونستی با من از غم از غربتت رها شی..........دیگه خیلی دیر شده............


نويسنده: رعنا مورخ: شنبه 1387/11/26 در ساعت: 0:19 AM
|+|

حرفات

این چه عشقی است که در دل دارم


من از این عشق چه حاصل دارم


می گریزی ز من و در طلبت


باز هم کوشش باطل دارم

.....

بعضی وقتها یه حرفای کوچیک میتونه عمق زخمش خیلی بزرگ باشه

 


نويسنده: رعنا مورخ: یکشنبه 1387/06/24 در ساعت: 11:42 PM
|+|

عین خیالتم نیست  یکی داره میمیره هر وقت که تنها میشه سراغتو میگیره عینه خیالتم نیست این دل دلواپسو پرنده بی پرو تنهایی قفسو

عین خیالتم نیست یکی هنوز منتظره یکی با دوتا چشمه خیس هنوز نگاهش به دره عین خیالتم نیست اگه یه روز نباشم اگه برم بمیرم یا که ازت جدا شم

عین خیالتم نیست دوست نداشته باشم دیگه بادیدن تو حسی نداشته باشم عین خیالتم نیست بدونه تو بمیرم دیگه واسه همیشه سراغتو نگیرم

عین خیالتم نیست یکی هنوز منتظره یکی با دوتا چشمه خیس هنوز نگاهش به دره عین خیالتم نیست اگه یه روز نباشم اگه برم بمیرم یا که ازت جدا شم

خستم از این همه بی توجهی کاشکی باورم میکردی

 

 


نويسنده: رعنا مورخ: شنبه 1387/06/16 در ساعت: 2:29 PM
|+|

چشمات

گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه برای دله من واسه جسمه خستم منی که غرورو تو چشمات شکستم سر از کاره چشمات کسی در نیاورد که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد برای دل من واسه جسمه خستم منی که غرورو تو چشمات شکستم واسه من که بر عکسه کاره زمونه یکی نیست که قدره دلمو بدونه گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه هنوزم زمستون به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره صدای دلم سازه ناسازگاره سکوتم به جز تو صدایی نداره تو خوابو خیالم همش فکره اینم که دستاتو بازم تو دستام ببینم ولی حیف از این خواب پریدم که بازم با چشمای کورم به راهت بشینم سر از کاره چشمات کسی در نیاورد که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد برای دل من واسه جسمه خستم منی که غرورو تو چشمات شکستم


نويسنده: رعنا مورخ: چهارشنبه 1387/06/13 در ساعت: 0:54 AM
|+|


نويسنده: رعنا مورخ: یکشنبه 1387/03/26 در ساعت: 2:13 AM
|+|

من نمیتوانم بخوابم مگر بدانم که اومیدی هست من نیمی از شب را به آه کشیدن میگذرانم و در لحظات اندکی هم که به خوابی کوتاه فرو میروم غرق در اندوه میشوم برای آن دستها آن لبها آن چشمها برای ملاقات فردا .


نويسنده: رعنا مورخ: یکشنبه 1387/03/26 در ساعت: 2:7 AM
|+|

بهت نميگم دوستت دارم ، اما قسم مي خورم که دوستت دارم . . . بهت نميگم که هرچي بخواي بهت ميدم ، چون همه چيزم تويي . . . نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيالي خوش تر از خوابي ، اگه يه روزي چشمات پره اشک شد و دنباله يه شونه ميگشتي که گريه کني ، خبرم کن !!! بهت قول نميدم که ساکتت کنم ، ولي پا به پات گريه ميکنم . . . اگه دنباله مجسمه سکوت ميگشتي تا سرش داد بزني ، صدام کن ، قول ميدم ساکت بمونم ... اگه دنباله خرابه ميگشتي تا نفرتتو توش خالي کني ، صدام کن


نويسنده: رعنا مورخ: جمعه 1387/02/06 در ساعت: 4:30 PM
|+|

دل بکن از منو عشقم بذار دستامون جداشن سهمه من شبهای تاریکه سهمه تو روز های روشن مجبورم نکن بگم که به تو هیچ حسی ندارم آخه این دروغه دیگه چاره ای ندارم تو بدون تا آخره عمر از دلم نمیری هرگز نمی خواد که سخت بگیری خیلی ساده خداحافظ خداحافظ خداحافظ ........

                                 

 


نويسنده: رعنا مورخ: جمعه 1387/02/06 در ساعت: 3:35 PM
|+|

مرا از یاد خواهی برد می دانم
و من از دیدگان سرد تو یک روز
میخوانم سرود تلخ و غمگین خداحافظ
مرا از یاد خواهی برد و از یادم نخواهی رفت
من این را خوب می دانم
که روزی هم ، مرا از خویش خواهی راند
و قلبت را
که روزی آشیان گرم عشقم بود ، خواهی برد
تو از یادم نخواهی رفت
و چشمان تو
هر شب آسمان تیره ی احساس من را نور می پاشد
و من با خاطراتت زنده خواهم بود
چه غمگینم از این رفتن
و از این روزهای سرد تنهایی چه بیزارم
مرا از یاد خواهی برد می دانم
و می دانی که از یادم نخواهی رفت


نويسنده: رعنا مورخ: جمعه 1387/01/30 در ساعت: 9:3 PM
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir